فیلم خودکشی دختر و پسر عاشق لردگانی در دریاچه سد کارون

فیلم خودکشی دختر و پسر عاشق در دریاچه سد کارون دست در دست هم جزئیات را در این صفحه از مجله شبونه مشاهده نمایید

دختر و پسر جوان عاشق پیشه ای که خانواده هایشان با ازدواج آنها مخالف بودند در نهایت دست در دست هم در دریاچه سد کارون اقدام خودکشی کردند

فیلم خودکشی دختر و پسر عاشق لردگانی در دریاچه سد کارون

مسئولان دریاچه کارون صبح امروز با جنازه پسر و دختری با دستان گره خورده به هم درون دریاچه مواجه شدند که بلافاصله برای بیرون آوردن آنها وارد عمل شدند

فیلم جدید از خودکشی دختر و پسر عاشق در دریاچه سد کارون

با تحقیقات و تماس با خانواده آنها مشخص شد که این دو نفر به یکدیگر علاقمند بوده ولی خانواده هایشان راضی به ازدواج آنها نشدند و در نهایت آن ها در یک اقدام دلخراش به زندگی خود پایان دادند

در خوزستان یک رسم قدیمی عاشق کشون وجود دارد که دختر و پسر هایی که به یکدیگر علاقه مند هستند ولی خانواده هایشان به ازدواج تن نمی‌دهند آخرین راه یعنی خودکشی با یکدیگر را انتخاب می‌کنند

عاشق کشون تا به حال قربانیان زیادی را به خود گرفته است این در حالی است که سال گذشته نیز دختر و پسری به نام بهزاد و زینب در رودخانه کارون به همین شکل جان خود را از دست دادند و خودکشی کردند

فرماندار لردگان گفته آنها دوهفته پیش خود را به دریاچه سد انداخته‌اند.

ابتدا گمان می‌شد آنها با یکدیگر فرار کرده‌اند.

اما جسد به هم گره خورده آنان دوروزه پیش در دریاچه سد کارون ۴ به کنار تاج سد رسید.

ماجرای عاشقی

زهرا اسحاقی نام دختر 20 ساله لردگانی بود که همراه پسر مورد علاقه اش به نام احمدرضا رحیمی دست به خودکشی زدند.به سراغ یکی از دوستان خیلی نزدیک زهرا اسحاقی می رویم و او در مورد جزئیات ماجرای عاشقی زهرا و احمدرضا می گوید:«مدت زیادی از شروع ارتباط زهرا و احمدرضا نمی گذشت.اما آنها به هم علاقه زیادی پیدا کرده بودند.احمدرضا به خانواده اش گفته بود که می خواهد با زهرا ازدواج کند.اما احمدرضا فقط 16 سال داشت و خانواده اش مخالف ازدواج او در این سن و سال بودند.خانواده اش فکر می کردند یک عشق زودگذر در سر احمدرضا افتاده که زود فراموش می شود.چون دو سال قبل هم عاشق یک دختر دیگر شده بود و آن موقع هم خانواده احمدرضا با تصمیم او مقابله کرده بودند.»

همچنین ببینید فیلم خاکسپاری پسر ودختر عاشق لردگانی

دوست زهرا در ادامه می گوید:«احمدرضا شغل مناسبی نداشت.گاهی در سوپرمارکت پدرش کار می کرد اما کار ثابت نداشت.وقتی به خانواده اش حرف ازدواج با زهرا را زده بود و آنها مخالفت کرده بودند،احمدرضا آنها را تهدید کرده بود که خودکشی می کند.آنها هم گفته بودند برو هر کاری دلت می خواهد انجام بده! بار قبل هم وقتی حرف عاشقی زده بود او را کتک زده بودند و از خانه بیرونش کرده بودند.شاید اگر برخورد ملایم تری می کردند و با محبت با او برخورد می کردند،احمدرضا تصمیم به خودکشی نمی گرفت.»

اگر متن و یا تصاویری در این صفحه به اشتباه درج شده در قسمت دیدگاه (پایین صفحه) اعلام کنید تا اصلاح و یا حذف شود یا به مدیر سایت پیام بدهید. آیدی مدیر در تلگرام @Webmaster_team

....

یک نظر

  1. عشق پاک هنوزم وجود داره….تو یه قطره از خدایی…..

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *