دانلود قسمت ۳۴ سریال از سرنوشت فصل چهارم قسمت 34

دانلود و پخش انلاین قسمت ۳۴ سریال از سرنوشت فصل چهارم قسمت 34 بازپخش تکرار سریال از سرنوشت امشب یکشنبه 25 اردیبهشت 1401 را در این صفحه ببینید.

دانلود قسمت ۳۴ سریال از سرنوشت فصل چهارم قسمت 34

قسمت ۳۴ سریال از سرنوشت فصل چهارم

فصل چهار از سرنوشت خیلی جذاب پیش میرود به آتش کشیدن کارگاه هاشم و سهراب که توسط شاهین انجام شد باعث هیجان انگیز شدن این قسمت شده است حالا هاشم و سهراب فهمیدند نباید به هرکسی اعتماد کنند .

در قسمت قبل دیدید هاشم و سهراب تا آخر وقت دوربین مدار بسته کارگاه را نگاه می کنند. آرزو به سهراب زنگ میزنه و ازش میخواد تا به خانه بیاد. آنها هارد را برمی دارند و به خانه میرن و ادامه تجسسشونو تو خونه انجام میدن. فردای آن روز سهراب هاشم را که خوابش برده بیدار میکنه و میگه بیا یه چیزی پیدا کردم قشنگ مشخصه که یه نفر داره دستگاه را دستکاری میکنه! هاشم به سهراب میگه کار خودشه، کار عباسه، ببین اصلا مو نمیزنه!

✅دانلود همه قسمت های سریال از سرنوشت 4

سهراب میگه تو الان چجوری تشخیص دادی که عباسه؟ تو این تاریکی چیزی مشخص نیست! سپس سهراب بهش میگه این هر کی هست کلید داشته کار دهشته! هاشم بهش میگه نه بابا من اونو میشناسم همچین کاری نمیکنه سهراب بهش میگه درباره استرالیا بودنش چی؟ فکر میکردی دروغ بگه؟ هاشم میگه حالا اون یه دروغی گفته اما مطمئنم که همچین کاری نمیکنه. آنها یه نقشه با همدیگه می کشند تا بفهمن کار کیه. تو کارگاه بچه ها در حال کار کردن هستند که ساریخانی به اونجا میره رضا ازش میپرسه باکی کار دارین؟ کارتون چیه؟ او خودشو معرفی میکنه و میگه خواستم ببینم کار چجوری داره پیش میره!

منصور و مینا به همراه هاشم و سهراب به سمت کلانتری میرن تو مسیر منصور به مینا میگه من نمیدونم باید چیکار کنم که داداش تو را اعدام کنند! تا وقتی که زندان نبود خودش مثل زالو افتاده بود تو زندگی ما الان که تو زندانه پسرشو فرستاده تا زندگیمو نابود کنه و از اونجایی که شاهین رفته زهرشو به سهراب ریخته کاملا مشخصه که از روی احساسات و عشقش اینجا نیست همش یه بازیه برای به زمین زدن من. مینا مدام به او زنگ میزنه اما میبینه که تلفنش خاموشه و جواب نمیده و با استرس مدام گریه می کنه. وقتی به کلانتری می رسند سهراب میخواد داخل بره که منصور بهش میگه کجا داری میری؟ سهراب میگه می خوام برم از شاهین شکایت کنم، منصور میگه تقصیر خودته میخوای بری بگی کسی که خودم راهش دادم تو زندگیم، کارگاه را نشونش دادم، گفتم این کارگاهه این کلید کارگاهه اومده مهم ترین دستگاهمونو آتیش زده؟ مینا با کلافگی بهش میگی منصور الان وقت این حرفا نیست! و وارد کلانتری میشن. شاهین با مینو به سمت ترمینال رفتن مینو مدام ازش میپرسه که چیشده چرا برنامه ها را به هم ریختی؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.