پیش بینی قسمت آخر پوست شیر همه چیز زیر سر بهزاد ناپدری ساحل است

پیش بینی قسمت آخر پوست شیر همه چیز زیر سر بهزاد ناپدری ساحل است

پیش بینی قسمت آخر پوست شیر برای بسیاری از کاربران فضای مجازی هیجان زیادی به وجود اورده است اما برخیها به داستان فصل سوم انتقاد دارند از اینکه بعد از 3 فصل به یک باره یک شخصیت جدید به نام منصور پیدا میشود و معما و پیش بینی مخاطبان سریال را که به صدرا و رضا پروانه مشکوک بودند به هم میریزد.

پیش بینی قسمت آخر پوست شیر همه چیز زیر سر بهزاد ناپدری ساحل است

پیش بینی قسمت آخر پوست شیر

کار ناپدری ساحل و دوست اش صاحب کافی شاپ و دوست دختر سابق صدرا است در قسمت دوم یک جایی هست که ناپدری ساحل مدام داره سیگار میکشه و یه لحظه زوم میشه روی کفش هاش که کفش هاش خاکی هست و مدام میلرزه انگار که از یک صحنه هولناک اومده. تو قسمت یک هم اگر دست ها و تیپ پسر کافی شاپ دار رو ببینید متوجه میشید همون دستای پسره هست که ساحل رو گرفته. و اتفاقا در قسمت یک چند بار دوربین زوم میکنه رو دستای پسره

یکی از کاربران نوشت نمیتوان ژانر این سریال را معمایی گذاشت سریال معمایی به معنای این است که بیننده از اول یک سرنخی از قاتل ببیند یا حداقل اسمش برده شود نه اینکه بعد از 20 قسمت سناریو جدید رونمایی شود و شخصیتی به نام منصور و صابر سر از داستان دراورد بیست قسمت از گذشته هیچکس چیزی نپرسید و هیچ تحقیقی رووی این افراد صورت نگرفت و پلیس به یکباره از قسمت بیستم صابر و منصور را پیدا کرد.

این کار یعنی احترام قائل نبودن برای مخاطب! یعنی میتوان هر لحظه یک شخصیت جدید را به داستان اضافه کرد و پیش بینی مخطاطبان ا به هم ریخت.

با توجه به نظرات مخاطبان در دو قسمت پایانی بشدت محبوبیت سریال کم شد بازجویی از منصور یک قسمت را به خود اختصاص داد و بیشتر داستان به ادرار منصور مرتبط میشد .

پیش بینی قسمت آخر پوست شیر همه چیز زیر سر بهزاد ناپدری ساحل است

پیش بینی دوم

یکی دیگر از پیش بینی های پوست شیر به این صورت است که ۱۵ سال پیش چند نفر نفر نقشه دزدی از یک طلا فروشی را میکشند که یکی از این ها نعیم :علی استادی:بهرام ابراهیمی است به هر نحوی علی استادی و بهرام ابراهیمی در صحنه جرم نبودن که ببینند نعیم چقدر طلا دزدی یا همه طلا ها که موجود بوده را توانسته بدزده ولی امار طلاها را داشتندوقتی نعیم صحنه را ترک میکنه که طلا فروش هنوز زنده بوده ولی زخمی .برادر طلا فروش میرسه وقتی برادرش میگه من طلا ها را در گاو صندوق قایم کردم انها نمی دونستن وسوسه میشه و داداش خود را میکشه و طلا ها را برمیداره وقتی گوش به گوش میرسه که همه میگند تمام طلا ها را دزدیدند به گوش هم دست های نعیم میرسه و فکر میکنند نعیم انها را دور زده همه طلاها رانیاورده برای همین دختر نعیم را میکشند تا انتقام بگیرند. از انجایی که مرتضی دوست رضا پروانه ونعیم با انها دست داره وقتی سیم کارت را برای نعیم میاره قبلش سیم کارت جی پی اس فعال کرده و نعیم هرجا میره زودتر خبر دار میشه.وپسری که در اگاهی مسول کامپیوتر هست هم در رد وبدل اطلاعات دست داره وسلام .

ثبت بیوگرافی شما یا کسب و کارتان در گوگل ♥ آیا شما هم میخواهید بیوگرافی تان یا کسب و کارتان در گوگل ثبت شود؟ اینجا را ضربه بزنید
 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *