ماجرای کامل قتل مهرسا کودک مشهدی (دختر بچه مشهدی) +عکس

ماجرای کامل قتل مهرسا کودک مشهدی (دختر بچه مشهدی)  با عکس و جزئیات کامل قتل مهرسا دختربچه مشهدی را در این صفحه ببینید.

ماجرای کامل قتل مهرسا کودک مشهدی (دختر بچه مشهدی) +عکس

ماجرای قتل مهرسا کودک مشهدی

چند روزی بود که خبر گم شدن دختر بچه ای در خیابان شهید شیری نژاد مشهد در فضای مجازی دست به دست می‌شد و از کاربران می خواستند که در صورت مشاهده این کودک به خانوادش اطلاع رسانی شود اما با گذشت چند روز هیچ اثری از مهرسا پیدا نشد و در نهایت پلیس سر نخی از این کودک سه ساله مشهدی پیدا کرد.

✅ همچنین ببینید جزئیات قتل سلاله کودک آق قلایی

پلیس بعد از بررسی دوربین های مداربسته مدرسه ای که در همان اطراف گم شدن مهرسا بود متوجه شد دو نوجوان دوچرخه سوار رفتار مشکوکی دارند اما دوچرخه سواران ربطی به روباییدن این پسر بچه نداشت در نهایت یکی از اهالی خیابان شهید شیری نژاد در حال بازسازی یک ساختمان کلنگی بود با یک کیسه سفید رنگ مواجه می‌شود که درون ساختمان کلنگی افتاده بود وقتی که آن را باز کرد با صحنه وحشتناکی روبرو شد جسد این دختر بچه درون کیسه قرار داشت مالک ساختمان بلافاصله پلیس ۱۱۰ را در جریان قرار می دهد و نیروی انتظامی به محل می آیند بعد از بررسی جسد مشخص شد که این کودک بر اثر خفگی جانش را از دست داده است

ماجرای کامل قتل مهرسا کودک مشهدی (دختر بچه مشهدی) +عکس

ماجرای فهمیدن ماجرا توسط پلیس

صاحب این خانه یک پسر مجرد ۲۵ ساله دارد که پلیس به اون مشکوک شد و بعد از بازجویی با توجه به پاسخ های ضد و نقیض پلیس به او شک بیشتری پیدا کرد و در نهایت این پسر ۲۵ ساله دست به اعتراف زد

✅ همچنین ببینید قتل و زنده به گور کردن ملیکا دختر 8 ساله

او گفت که در یک کارگاه کولر سازی فعالیت دارد و زمانی که برای صرف ناهار به خانه بر می گشته با تلفن همراهش فیلم ها و تصاویر مستهجن را نگاه می کرده است و زمانی که به منزل رسیده دختر بچه را داخل کوچه دیدار وسوسه شیطانی به سراغم آمده است.

ماجرای کامل قتل مهرسا کودک مشهدی (دختر بچه مشهدی) +عکس

تصمیم گرفتم او را در کوچه رها کنم اما وقتی به داخل کوچه نگاه کردم، رهگذرانی حضور داشتند که می ترسیدم با سروصدای دختربچه متوجه ماجرا شوند، به همین دلیل دخترک را به پشت بام بردم. او هنوز جیغ می کشید و سروصدا به راه انداخته بود که ناچار شدم برای جلوگیری از فریادهایش گلویش را فشار بدهم. در این هنگام بود که فهمیدم او دیگر نفس نمی کشد. خیلی ترسیده بودم، برای آن که کسی متوجه این ماجرا نشود یکی از کیسه های سفید را از پشت بام برداشتم و جسد دختر خردسال را درون آن گذاشتم و سپس کیسه حاوی جسد را به داخل ساختمانی انداختم که همسایه در حال ساخت آن بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.