جزئیات اعدام سرگرد عباس سارونی مامور نیروی انتظامی بعد از 21 سال

جزئیات اعدام سرگرد عباس سارونی مامور نیروی انتظامی بعد از 21 سال از زبان سردار سعید دادگر فرمانده انتظامی گلستان را در این صفحه بخوانید.

جزئیات اعدام سرگرد عباس سارونی مامور نیروی انتظامی بعد از 21 سال

جزئیات اعدام سرگرد عباس سارونی

در سال ۸۱ حادثه تیراندازی سبب کشته شدن یک شخص به واسطه یکی از مامورین انتظامی به نام « سرگرد عباس سارونی» در یکی از شهرستان های استان گلستان، یک پرونده در حضور مرجع قضایی متشکل شد، در پایان با دقت به حکم دادگاه و ندادن رضایت اولیای دم سبب اجرای حکم اعدام شد.

طی گزارشی، سردار سعید دادگر فرمانده انتظامی استان گلستان در بیان جزئیات اجرای حکم قصاص برای یکی از مامورین انتظامی بیان نمود:

برطبق محتوایات پرونده در سال ۸۱ در پی حادثه تیراندازی سبب کشته شدن یک شخص به واسطه مامور انتظامی سرگرد عباس سارونی در یکی از شهرستانهای استان گلستان یک پرونده در حضور مرجع قضایی متشکل شد.

او در ادامه افزود: پس از حادثه کشته شدن، اولیای دم علاوه بر تهیه شکایات در حضور مرجع قضایی مامور انتظامی «شخص ضارب» را تحت تعقیب جای داده و سبب دستگیری ایشان ومتشکل دادن پرونده قضایی می‌شود که در مرحله رسیدگی با دقت به قرائن ایجاد شده در پرونده شهادت شاهد و اقرار صریح متهم درباره شلیک گلوله به شخص مقتول، دادگاه اقدام مامور انتظامی را به قتل عمد معلوم نموده و رای بر انجام قصاص نفس می‌دهد ورای صادر شده در دیوان عالی کشور تایید واستیذان اجرای حکم هم صادر خواهد شد.

نیروی انتظامی تلاش کرد اولیای دم رضایت دهند

فرمانده انتظامی استان گلستان با بیان بررسی های مجدانه وبسیار از طرف فرمانده نیروی انتظامی کل کشور و هیئت رئیس فراجا در بالاترین سطح در همه‌ی مرحله ها و توقف دستور اجرای حکم قصاص در چند مرحله افزود: از سال ٨١ تا ١۴٠٠،حکم قصاص مامور انتظامی در شعبه های گوناگون صادر شده ولی با بررسی های انجام شده در همه‌ی مرحله های اجرای احکام با بودن صدور استیذان متوقف شد و در این باره از همه‌ی ظرفیت های حقوقی برای یاری به مامور انتظامی استفاده شد.

می توان گفت در سال ۱۴۰۱ هم سه مرحله این توقف اجرای حکم رخ داد.

سردار دادگر به حمایت های بنیاد در راستای پیگیری دوباره به پرونده با مبدل حکم قصاص به غیر عمد بیان نمود:همه‌ی سعی های بنیاد در رابطه با اختصاص وکیل های بسیاری به این پرونده، آمادگی بنیاد برای گرفتن رضایت از اولیای دم و واریز دیه مازاد، استفاده از ظرفیت شورای تامین استان و همه‌ی نهادها و اشخاص تاثیرگذار به هیچگونه نتایجی دست نیافت.

سرگرد عباس سارونی خارج از ماموریت مرتکب قتل شد

این مقام ارشد انتظامی در ادامه افزود: در همه‌ی مرحله های رسیدگی امیدواریم که رضایت اولیای دم را مجذوب خود نماییم و به غیر از سعی های بسیاری متاسفانه این موضوع محقق نشده و شعبه های گوناگون دیوان عالی کشور به دلیل های دفاع مشروع را قبول نکردند و با این استدلال که امر جنبه فردی داشته و ناشی از مشاجره لفظی دو طرف بوده و خروج از حوزه خدمتی مامور و پس از وقت اداری قتل اتفاق افتاده است، در پایان سبب اجرای حکم قصاص شد.

پیشنهاد میکنیم ببینید

حکم اعدام میلاد حاتمی واقعیت دارد؟
فیلم کامل اعدام ۸۱ نفر در عربستان سعودی
صحبت های پدر آرمان عبدالعالی بعد از اعدام و قصاص +فیلم
فیلم اعدام مبارز پنجشیری بعد از خواندن نماز

سردار دادگر بیان نمود: متاسفانه بیشتر از دو دهه سعی های حقوقی، استفاده از ظرفیت های اجتماعی مثل حاضر شدن ریش سفیدان و بزرگ های خویشان، مقام های سیاسی، اجتماعی، فرماندهان ارشد انتظامی، سعی های مجدانه فرد سردار فرمانده انتظامی کل ایران، حاضر شدن چند معاون حقوقی فراجا و خود بنده و ملاقات با خانواده مقتول به نمایندگی سردار فرمانده محترم انتظامی کشور، بررسی نماینده ولی فقیه، امام جمعه اهل سنت و همه‌ی مسئولین کشوری و لشکری در میان اولیای دم برای گرفتن رضایت و گذشت و گرفتن دیه، متاسفانه این اتفاق پیش نیامد و حکم قصاص اجرا شد.

ایشان گفت : حتی بنده از شب گذشته از اجرای حکم هم به همراهی معاون های انتظامی گلستان به نمایندگی از فرمانده انتظامی کل کشور در محل اجرای حکم حضور پیدا نموده و از اولیای دم و علی الخصوص مادر متوفی عاجزانه درخواست گذشت نمودیم، که با مخالفت آنان مواجه شدیم.

فرمانده انتظامی استان گلستان در آخر علاوه بر تسلیت به خانواده سرگرد سارونی، بیان نمود :
هر چند مطالبه خانواده اولیای دم در یک موضوع قانونی است، اما لازمه حمایت قانون گذار و قوه قضاییه از پلیس ماموریت های سازمانی فرجا یک موضوع مهم می‌باشد و امیدوار هستیم که قوه قضاییه با حمایتش و قانونگذار عزیز با اصلاح قوانین پلیس مجاهدین فی سبیل الله را در اجرای مأموریت که همانا به وجود آوردن و حفظ امنیت و حفاظت از جان و مال و ناموس مردم می باشد کمک کنند.

فیلم کامل تشییع جنازه و خاکسپاری مهسا امینی در سقز را ببینیدفیلم کامل تشییع جنازه و خاکسپاری مهسا امینی در سقز
ازدواج دوم و مجدد شهاب حسینی با هستی مهدوی فر واقعیت دارد؟فیلم / ازدواج دوم شهاب حسینی با دختر جوان
✅ لینک این صفحه برای ارسال به دوستان:

2 نظر

  1. علیرضا شیعه امام مولا علی

    چون پلیس بوده معنی نداره اصلا وقت اداری استفاده از اسلحه تو ایران برای پلیس سختگیری شدید تا قاضی حکم‌نداده تا پلیس نزدیک بع مرگ یا مردم تهدید جانی صدرصد نشده پلیس حق استفاده از اسلحه نداره من بخاطره کشیدن درجه یه سرهنگ دوم نیروی زمینی دژبان ارتش بودم سرهنگ اومد دیر اومد ازم خواست وردش تاخیر نزنم منم گفتم شرمندم گفت اش خور من نزدیک ۵سال خدمت کردم اون موقع تو ۳۱ ماه بودم گفتم سرهنگ پلاستیکی یخه به یخه شدیم گفت سهرستانی توهین کرد اون اول واکسیل منو کشید پاره کرد منم یه طرف درجه شو کشیدم در اومد فرستادن دادگاه نظام اون به خاطر بی احترامی قومی شهادت هم خدمتی هام حبس فرستاد منم بخاطره بی احترامی کتک کاری با مافوق زندان رفتم دیدم بخدا سردار تو زندان بود دادگاه نظامی شوخی نداره هر دو بهم رضایت دادیم فرماندهی اومد بعد ۴۰ روز در اومدیم جالبش باهم رفتیم پادگان همیشه میگفت دژبان اعصبی منم میگفتم جناب سرهنگ دیر کن البته شوخی دوست شده بودیم دو زندانم باهم تو محوطه بودیم اونجا سرباز سردار امیر نداره همه زندانی هستن درجه اعتبار نداره قاضی بخدا طرف منو بیشتر می‌گرفت یکسال اضافه خوردم ولی یادمه ۳۱ مله خدمت کردم از زندان اومدم فرماندهی پادگان امیر نظری هرجا از کشور خدمت میکنن سلامت باشن گفت جوانه این چندسال اضاف داره یادمه کلی اضاف بخشید ولی اضاف دادگاه نمی تونست چون مقام قضا دستور تعزیزی داده بودن نمی تونست جاش یکسال یادمه هر ۱۵ روز زنگ میزدم یگان میگفتم فامیلم اتوبوس داره میاد شمال از تهران بین راه پادگانم بود برگه مرخصی مهر می‌کردن بعد یکسال رفتم تسویه کردم یکسال اسمی سرباز بودم ولی تو خونه چون فرار کردم گفتم من نمی تونم بمونم فرماندهی میگم نوکرتم گفت بیا ماهانه دفترچه مرخصی ۳۰ روزه بدیم برو تا یکسال تموم شه بعد دیکه من نمی رفتم فامیلم می برد دژبانی فرمانده دژبان دستور داشت مهر می‌کرد یک ماه خلاصه ۱۲ ماه شد رفتم تسویه کردم چون اونا هم وجدان دارن گفتن طرف ۳۱ ماه اینجاس بخدا یه روز نهست نداشتم همش انظباطی میگفت تو یه روز کم میکنی ده روز زیاد می موندم قانون نیروی مسلح ارتش برخورد میکردن بخدا من الانم سرباز بودم گفتم نمی تونم ۳۱ ماه چندسال من اضاف دارم با چه انگیزه بمونم نمی تونم که خلاصه اومدم خونه یادمه گواهینامه داشتم اینجا ازدواج کردم گفتن سربازی گفتم آره ولی پادگان شاید ماه ده دقیقه برم دیگه حال تا تهران نداشتم برم این آقا هم تو حین خدمت خیلی سخت گیری میکنن فامیلم طرف با قمه داشت تو فرق سرش میزد با کلت خواست بزنه پاش اشتباه جای بدی خورد با آین حال اینو تعلیق کردن ستوان یک یکان امداد شهرم هست تازه شروع به خدمت صادر کردن آمریکا نیست اینجا پلیسا جای خلوت بد تسویه حساب میکنن جایی دوربین شاهد هست جرات بی ادبی ندارن خداروشکر فرماندهی کل قوا گردن نظامی میشکنه بخواد مردم اذیت کنه یا یکی بازداشت شده کتک کاری کنن اونایی میارن می چرخونن طرف ناموس دزدی کرده با قمه اربده حقشه مگه کشور بی قانون دوستان پلیس دست درازی کرد تونستین فیلم شاهد ببرین دادگاه نظامی قاضی با قاضی دادگاه عموم فرق میکنه سر لشکر هم باشی گریه میاره زندان من کلی پلیس نظامی تو زندان دیدم خندم گرفته بود بعضیا میگن آخوندا همکارن نه داداش تو زندان بودم آخوندا گردن کلفت دست بند میزدن به جرم های مختلف جلوی چشمم قاضی گفت مردک لباس پیامبر تن کردی لباس زندان تنش میکردن پس نگین آخوند بد خوب خوب مث رهبرم سید علی جانم فدایش آخوند خوب هم استانی میشه گفت شهید آیت الله بهجت نظامی سپهبد که هنوز هضم نکردم شهادتشان رو باورم نمیشه نظامی ها توروخدا ذرهی حاج قاسم باشید اونجا میکه آمریکا با رهبرم حرف نزن من سربازم با من حرف بزن همچین چیزی گفتن من کیف کردم مث خیلی سرلشکرها جون دوست بودن الان زنده بودن همیشه زنده هستن من آدم نماز خون نیستم با افراد تو نظام به جز رهبرم خوشم نمیاد عنبستانی زد تو گوش سرباز من بودم دکوراسیون شو پایین می‌آوردم اینا براندازن کشور با تحریم داره دست پنجه گرم میکنه یعوع میگن صیانت مجازی رهبر گفتن آقا یه سر سامون بدین نه دنیای مردم کسب کار ببندین دم رهبرم گرم تا الان نزاشتن همین منبع درآمد مون بسته شه راست میگین ماهواره جمع کنید که قشنگ همه معلومه رهبر تنها بین این جماعت چی میکشی بخدا الان زلزله بزنه می‌کن رهبر خودشون پشت رهبر پنهان کردن از رهبر نمی ترسید از جدش بترسید شهرام جزایری ها با پول بیت المال الفرار پسر رهبر تیبا لگن سواره شما دزدا بنز خجالت بکشید جانم فدای رهبرم فرمان بده برات آدم میکشم یاعلی

    • انگشتهات خسته نشد اینقدر تایپ کردی.دوسال سربازی بودی اندازه پونزده سال خاطره نوشتی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.